دلم برای پست های طولانی وبلاگ اول تنگ شده. همان ها که فکر میکردم هیچ کسی حوصله خواندن این همه کلمه و جمله را ندارد. پس با خیال راحت هر چه میخواستم حرف کلمه میکردم. 

دنیای کثیفی است(با اجازه و معذرت از سازنده اش). هرچه دفتر سیاه کنی و ویس به جزوه تبدیل کنی باز پشت سرت را که نگاه بیندازی تلی از ویس و فیلم دانلود شده و نشده و جزوه های نوشته شده و نوشته نشده انبار شده است. دیگر این دنیا ارزش ندارد. همان قهوه تلخمان را ببینیم بهترمان است. 

یادش بخیر زمانی هفته آخر اسفند شبیه به دو هفته اول فروردین میماند و برای هرچه طولانی کردن این تعطیلات تمام تکالیف و مشق هارا در همان دو سه روز اول ضربتی انجام میدادیم و ادامه اش کیف بود الی آخر. حتی به فردای سیزده به در هم رحم نمیکردیم و همینکه ثابت کنیم ما میتوانیم، آن یک روز را میپیچاندیم و از فردایش یعنی پانزدهم به روال زندگی ادامه میدادیم. 

حال اگر بخواهم شرح حال دهم و مقایسه اندکی با آن روزها که یادش بخیر داشته باشم باید بگویم دنیا،دنیای کثیفی است. استادها به خیال درخانه ماندن و بیکار بودن تکلیف است که پشت تکلیف ردیف میکنند و جزوه است که پشت جزوه اضافه میکنند. حساب کردم کل جزوه ایی که تا اینجای ترم 2 نوشتم از سه برابر کل جزوه های ترم 1 بیشتر بود و خود بخوان حدیث مفصل از این جمل. کاش فقط همینقدر بود برای عیدمان هم برنامه ها چیده اند و درست از بعد از سیزده به بدری که از همه عالم به در میشویم ، باید  امتحان این مدت تعطیلی را پس بدهیم. 

اکنون تنها میتوانم با انگشت اشک گوشه چشمم را پاک کرده و به ادامه جزوه نویسی ها بپردازم . البته بعد از پست این مطلب. 

قبلش هم جا دارد اضافه کنم: محبوب بیشعورم(ببخش اگر سیدی و توهین به سادات در قاموس ما جا ندارد)(منکه هنوز نمیدانم سیدی یا نه پس فعلا راحتم بگذار وجدان جان) اگر بودی چنین نمیشد. اگر الان پیدایت نشود و این همه بار را به همراه من به دوش نکشی باهات قهر میکنم:/

پ ن: این آهنگ ضمیمه پستو میدانم آهنگ فاخر است و پست سخیف و تطابق ندارند اما شما به بزرگی خودتان ببخشید.کلیک