تپش قلب را اینگونه تعریف کنیم که قبلت از بودن در بدنت خسته شده و قصد فرار دارد. پس از من به شما نصیحت که هر وقت تپش قلب گرفتید(که امیدوارم فقط موقع دیدن کراشتان که قبل به تالاپ تولوپ می افتد تجربه کنید) دست راستتان را بر روی آن گرفته تا فرار نکند و و احساس کند که هنوز به اون نیاز است .
این تعاریف را نوشتم که بگویم این روزها بیشتر از هر روز دیگری با این اوضاع کنار آمده ام. دیگر به چشم درد نگاهش نمیکنم. خیال میکنم قلبم کمبود توجه دارد . و با این حرکت میخواهد تمام توجه و انرژی اقسا نقاط بدن به اون برسد . من هم چند دقیقه ایی با خواسته اش راه می آیم. گوشه ایی آرام مینشینم. دست راست را بر سمت چپ قفسه سینه ام میگذارم. و دست دیگر و پاها که دیگر جانی برایشان نمانده رها میکنم. گاهی شاید از تمام نشدن این وضع که میترسم زیر لب با اون حرف میزنم و سعی میکنم آرامش کنم.
پ ن: خلاصه که یه چند ماه دیگه صبر کن اوضاع درست شه به یه دکتر درست حسابی برسونمت :/ مرسی اَه